الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)

232

مسند الإمام المجتبى (ع) (مسند امام مجتبى ع) (فارسى)

در خانه پيامبر را زدم ، پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در حالى بيرون آمد كه چيزى همراه داشت و من نمىدانستم چيست وقتى كه از حاجتم فارغ شدم ، پرسيدم : چه چيز با خود داريد ؟ مىگويد : عبا را يك طرف كرد ديدم حسن و حسين روى زانوى آن حضرتند و فرمود : « اينها پسران من و پسران دختر منند ! خداوندا من اينها را دوست دارم پس تو هم دوست بدار و دوستداران ايشان را نيز دوست بدار » . « 1 » 22 - همو از انس بن مالك نقل كرده ، مىگويد : از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم پرسيدند : كدام يك از اهل بيت را بيشتر از همه دوست دارى ؟ فرمود : « حسن و حسين را » . و همواره به فاطمه عليها السلام مىگفت : « پسرانم را بياور ! » پس آنها را مىبوييد و به سينه مىچسبانيد ! « 2 » 23 - مسلم بن حجاج از ابوهريره نقل كرده است كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم دربارهء حسن عليه السلام مىگفت : « خداوندا من او را دوست دارم ، تو هم او را دوست بدار و دوستداران او را نيز دوست بدار » . « 3 » 24 - و نيز از ابوهريره نقل كرده ، مىگويد : در ساعتى از روز با رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بيرون رفتم نه او با من حرفى مىزد و نه من با او تا اينكه به بازار بنى قينقاع رسيد سپس برگشت آمد تا به خانهء فاطمه رسيد ، فرمود : « آيا حسن آنجاست ؟ آيا حسن آنجاست ؟ » ما گمان كرديم كه مادرش او را نگاه داشته است تا اينكه شست و

--> ( 1 ) - ترمذى : 5 / 656 . ( 2 ) - سنن ترمذى : 5 / 657 . ( 3 ) - صحيح مسلم : 4 / 1882 .